در برابر تمام پرسش هایم کم آورده ام و هیچ نمی دانم اکنون چه باید کرد گاهی می اندیشم چشم هایمان حقیقت دنیا را نمی بیند از خدا می پرسم چرا ساز های ناکوک زندگیمان با هم جور نمی شود می پرسم چرا به گل های یاس عطری داده که مست می کند و به شقایق ها نه؟ معنای ژرفی دارد که من نمی فهمم و یا مشکلی این میان وجود دارد ؟ مرگ ها بی موقع و نا بهنگام اند یا من زمانش را درک نمی کنم؟ در برابر مشکلات و گیر های زندگی کم آورده ام هزار سوال دارم و جوابی برایشان نمی یابم شاید به دیوانگی ام اعتمادی نیست
باید کمی زندگی کرد
نمی ,های ,برابر ,پرسم ,زندگی ,ام ,کم آورده ,آورده ام ,در برابر ,پرسم چرا ,می پرسم
درباره این سایت